سخني چند با اهل خرد
بـه نـام خداوندي کـه همه ي هستي در زير فـرمـانروايي وقدرت اوست ، آنـچه داريم و هـر آنچه نـداريـم و آرزوي داشــتن آن را داريم از اوسـت .
اي انسان خردمند نيک بينديش که خالق کائنات در مقابل اين همه لطف و نعمت چه چيزي از ما مي خواهد ...؟ البته خداوند به همين بسنده نکرده و باز هم ما را ياري مي نمايد، و ابليس؛ دشمن قسم خورده و خستگي ناپذير بشر را به ما معرفي نموده و راه هاي دوري از او را هم به ما گوشزد نموده و هم چنين پيام آوراني را از خودمان از سوي خويش فرستاده تا غفلت و عصيان ما را ياد آور شوند وما را به خالق کائنات دوباره نزديک کنند .
ولي ما انسان ها اين همه لطف ومحبت خالق را فراموش مي کنيم ، آن گونه که شايسته ي عظمت وجلال خداوند است و به آن شيوه اي که خالق دوست دارد او را عبادت نمي کنيم ، و حتي در مقابل عبادت او هم جبهه مي گيريم؟! و مرتکب نافرماني هاي زيادي مي شويم و خود را در مسيري قرار مي دهيم که شياطين آن را با هر آنچه که مورد رضايت آفريدگار نيست تزيين کرده اند و هر اندازه در اين مسير به پيش مي رويم گرد و غبار سياهي بر روي قلبمان مي نشيند تا جايي که اين سياهي قلب، حائل و مانعي بين ما و عبادت مي شود و يا اگر هم عبادت اندکي داشته باشيم اولاً: در نزد مان زياد به چشم مي آيد و به آن مغرور مي شويم، و ثانياً: در همين عبادت اندک هم ، اخلاص و شيوه ي درست آن را از ما مي گيرد .
غفلت انسان به جايي مي رسد که مي پندارد چون گناه و معصيت فراوان دارد نمي تواند بي واسطه با خالق خويش ارتباط برقرار کند و حاجتش را درخواست نمايد و مشکلاتش را با او در ميان نهد و... که حتما بايد کساني را که نزد خداوند ، محبوب و داراي جايگاه هستند واسطه و ميانجي قرار دهد و خداوند را مانند پادشاهان و فرمانروايان دنيايي فرض مي کند که افراد فرو دست جامعه براي ابلاغ نياز و درخواست خويش به پادشاه ، بايد تقاضاي خود را به افراد درباري و داراي منصب برسانند تا درخواستشان به پادشاه رسانده شود، اما غافل از اين که اين ها همه تشريفات وقوانين دنيايي ساخته ي بشري است که خداوند از آن مبرا و پاک است .
همين افرادي که آن ها را به فرياد مي خوانند در حال حياتشان همانند ما صداهاي دور دست را نمي شنيدند و اگر چندين نفر همزمان با آن ها حرف مي زدند متوجه نمي شدند، پس چطور شده که بعد از مرگشان نداي افراد مختلف را در مکان هاي متعدد با زبان هاي متفاوت ، به صورت همزمان مي شنوند و به همه ي آن ها پاسخ مي دهند، پس اين افراد چه تفاوتي با خالق هستي دارند ؟!!!
شما اگر مريض شويد براي درمان پيش پزشک مي رويد و داروها و توصيه هاي او را به کار مي گيريد ، اما اگر همين پزشک از دنيا برود آيا باز هم مي تواند براي شما نسخه بنويسد ؟ آيا به قبر او مراجعه مي کنيد ؟ و يا او را به فرياد مي خوانيد؟
پس اي انسان عاقل! چرا از نعمت هاي خداوند استفاده مي کنيد ، اما در هنگام حساس ترين و مهم ترين لحظه ها که خواستار رفع مشکلاتتان هستيد از غير خداوند درخواست مي کنيد؟! چرا صاحب نعمت را فراموش مي کنيد و خواسته هايتان را از او نمي خواهيد؟
پس بياييم در اعمال خود تفکر کنيم که چرا از خالق و بخشنده ي حقيقي درخواست نمي کنيم، اما کساني را به دعا مي خوانيم که آن ها خودشان هم به خدا اميدوارند و منتظر بخشش و لطف او هستند.
اي خردمند! به اين فکر کن که ما لحظه ي مرگ و وداع با زندگي کوتاه دنيا را نمي دانيم و هر لحظه هم امکان آن وجود دارد که مرگ ما فرا رسد و چاره اي هم جز باز گشت به سوي معبود حقيقي نداريم پس چرا کاري کنيم که به بازگشت ما خرسند نباشد؟ در حالي که مي توانيم با توبه و بازگشت از مسير نادرست و قرار گرفتن در مسير طاعت و عبوديت حقيقي آفريدگار و درخواست خالصانه از او و دوري جستن از گناه و نافرماني به سر منزل معنوي و آرماني برسيم.
برچسب:
نویسنده: دوستان