خرید بک لینک

آيا قسم خوردن به غير الله درست است؟

جواب: قسم خوردن به غير الله درست نيست، چنانكه الله تعالي شيوه درست آن را آموزش مي دهد و مي فرمايد:*قُلْ بَلَى وَرَبِّي*[1]«بگو قسم به پروردگارم اينگونه نيست.» و رسول الله صلي الله عليه وسلم مي فرمايد:**من حلف بغير الله فقد اشرك**[2] (هركس به جز الله به كسي ديگر سوگند بخورد مشرك شده است.) و باز مي فرمايد:**من كان حالفاً فليحلف بالله او ليصمت**[3] (هركس قسم ياد مي كند، يا به الله قسم بخورد و يا سكوت كند.)

توسل و درخواست شفاعت

به چه چيزهايي جهت تقرب به الله توسل نماييم؟

جواب: توسل دو قسم است: 1. توسل جايز و مشروع2. توسل ممنوع

1.            توسل جايز اين است كه به اسماء و صفات الله تعالي و عمل صالح صورت گيرد، چنانكه الله تعالي مي فرمايد:*وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا*[4] «الله تعالي داراي نامهاي نيكوست او را با آن نامها بخوانيد.» و همچنين مي فرمايد:*يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ*[5] «اي كساني كه ايمان آورده ايد تقواي الله را داشته باشيد و به واسطة عمل كردن به آنچه مورد رضايت اوست به او نزديك شويد.» ابن كثير اين معني را در تفسيرش به نقل از قتاده در تفسيرش ذكر كرده است. در حديث صحيح كه امام احمد آن را روايت كرده، آمده است:**اسألك بكل اسم لك** (به واسطه هر اسمي كه نام توست از تو درخواست مي نمايم.) رسول الله صلي الله عليه وسلم به آن صحابي كه از او خواست كه در جنت رفيقش باشد، فرمود: مرا بر اين كار به واسطة سجده هاي زياد ياري نما. كه منظور نماز مي باشد كه از جمله اعمال صالح است. امام مسلم اين حديث را روايت نموده و جايز است به محبت و علاقة خويش به رسول الله صلي الله عليه وسلم و اولياء كرام و همچنين به حب الله متوسل شويم، چون اولي از جمله اعمال صالح و دومي داخل در صفت رب عالميان است، و همچنين قصة اصحاب غار آن هنگام كه براي نجات از مشكل ايجاد شده به اعمال صالح توسل جستند، معروف است.

2.          دومين نوع توسل، توسل ممنوع مي باشد و آن درخواست دعا از مردگان و طلب حاجت از آنهاست. همانگونه كه امروز در جهان، واقعيت دارد و شرك اكبر هم مي باشد. چنانكه الله تعالي مي فرمايد:*وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ*[6] «از غير الله كه قادر به نفع و ضرر تو نيست درخواست مكن كه اگر اين كار را انجام دهي از جمله ظالمان يعني مشركان خواهي بود.» اما در مورد توسل به جاه و مقام رسول الله صلي الله عليه وسلم مانند گفتة كسي كه بگويد: اي پروردگار من به خاطر جاه و منزلت محمد صلي الله عليه وسلم مرا شفاء عنايت فرما. اين كار بدعت است چون اصحاب آن را انجام نداده اند و عمر به دعاي عباس كه زنده بود توسل نمود و به رسول الله صلي الله عليه وسلم بعد از وفاتش متوسل نشد، چون اين توسل منجر به شرك خواهد شد خصوصاً آن هنگام كه باور كند الله تعالي به واسطة بشر محتاج است، همانگونه كه امير و حاكم به اين كار احتياج دارند و اين كار تشبيه خالق به مخلوق مي باشد.[7]

آيا دعا كردن به واسطة بشر، احتياج دارد؟

جواب: در دعا كردن به واسطة بشر، نيازي نيست، چون الله تعالي در قرآن كريم فرموده است:*وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ*[8] «هرگاه بندگانم در بارة من سؤال كنند بدانند كه من به آنها نزديكم.» و رسول الله صلي الله عليه وسلم مي فرمايد:**انكم تدعون سميعاً قريباً و هو معكم اي بعلمه** (شماها كسي را مي خوانيد كه مي شنود و به واسطة علمش به شما نزديك است.)[9]



[1] تغابن7

[2] امام احمد

[3] متفق عليه

[4] اعراف180

[5] مائده35

[6] يونس106

[7] عبدالله خياط در كتاب عقيدة المسلم، فصل مربوط به توسل در مورد توسل به جاه مي گويد: در حديثي كه بخاري روايت نموده است آمده كه در زمان عمر بن خطاب رضي الله عنه مردم دچار قحطي و خشكسالي شدند. جهت چارة كار به خدمتش رفتند. ايشان عباس را آورد و اين مطلب از جانب ايشان روايت شده كه فرمود:"اللهم انّا كنّا جدبنا نتوسل اليك بنبينا فتسقينا و انّا نتوسل اليك بعم نبينا فاسقينا، قال فيسقون"[پروردگارا هر گاه دچار خشكسالي مي شديم به واسطة پيامبرمان به تو متوسل مي شديم و ما را با آب باران سيراب مي كردي و حال به واسطة عموي پيامبرمان به تو متوسل مي شويم. برايمان باران بفرست. راوي حديث مي گويد: باران باريد.]

عبدالله خياط گويد: مقصود عمر رضي الله عنه اين بوده است كه آنها در زمان حيات رسول الله صلي الله عليه وسلم از او مي خواستند كه براي آنها از الله دعا نمايد كه باران ببارد، چنانكه در احاديث زيادي در دعاهاي طلب باران آمده است و دعاي پيامبر صلي الله عليه و سلم نيز قبول و آنها نيز به باران مي رسيدند اما بعد از اينكه رسول الله صلي الله عليه وسلم به رفيق اعلي منتقل شد، بر ايشان مقدور نبود كه از او بخواهند يا او برايشان دعا كند به همين دليل از عمويش عباس پسر عبدالمطلب درخواست دعاي باران كردند و اين به آن سبب است كه در كلام عمر يكي از دو مورد زير مقدر است: 1. ما به واسطة جاه پيامبرمان به تو متوسل مي شديم.2. ما به واسطة دعاي پيامبرمان به تو متوسل مي شديم. و با رجوع به سنت مطهر و سيرة اصحاب كرام رضوان الله عليهم و اطلاع يافتن از راه و روش آنها در مورد توسل و درخواست باران برايمان به وضوح روشن مي گردد كه آنها در منزلشان نمي نشستند تا از الله به واسطة جاه پيامبرشان درخواست كنند و بگويند: پروردگارا به واسطة جاه و يا شرافت و منزلت رسول الله صلي الله عليه وسلم در نزد خودت برايمان باران بفرست، بلكه آنها هميشه اينگونه عمل مي كردند كه به خدمت رسول الله صلي الله عليه وسلم در آيند و از او بخواهند كه برايشان دعا كند و ايشان نيز درخواست آنها را مي پذيرفت و برايشان دعا مي كرد و اين تنها امر صحيح نقل شده از اصحاب در اين باب است. و غير اين طريق از آنها منقول نيست و در هيچ يك از كتابهاي تدوين شدة معتبر در باب سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم نيز روايت نشده است.

[8] بقره186

[9] ابن تيمه -رحمه الله- در كتاب الواسطه بين الحق و الخلق در مورد انواع واسطه هاي مردم مي فرمايد: واسطه هايي كه بين پادشاهان و مردم قرار مي گيرند به يكي از سه شكل زير است:

1.   براي اطلاع ايشان از احوال و اوضاع مردم در مورد چيزهايي كه از آن بي خبرند و نمي دانند. اگر بگويد خداوند احوال بندگان خود را نمي داند مگر اينكه در مورد آن بعضي از ملائكه يا پيامبران به او خبر دهند، چنين شخصي كافر است، چون الله تعالي آنچه را كه در آسمانها و زمين است مي داند.

2.   اينكه پادشاه از تدبير امور مربوط به رعيت خود و دفع دشمنانش درمانده و ناتوان باشد مگر اينكه ياري دهندگاني وي را در آن امور ياري كنند. بنابراين پادشاه به دليل ناتواني اش از داشتن ياران و پشتيبان، ناگزير است. حال آنكه ذات مقدس او از سستي و ناتواني منزه است و الله تعالي بر هر چيز تواناست.

3.   پادشاه قصد فايده رساندن و نيكي كردن به رعيت را نداشته باشد مگر يك عامل خارجي وي را تحريك كند. پس هرگاه شخصي تقاضاي خود را از طريق كسي كه پادشاه را اندرز مي دهد و او را اكرام مي دارد عرضه بدارد، يا اينكه كسي او را براي برآوردن نيازش سفارش كند كه پادشاه به خاطر بيم و اميد از وي، اراده اش تحريك شود و او را وادار به بر آورده كردن نيازمنديهاي رعيتش نمايدكه در اين صورت يا به خاطر تمايلي است كه در اثر سخنان اندرزگويانه واعظ در قلبش ايجاد مي شود يا به سبب رغبت و ترسي است كه از سخن سفارش كننده در دلش به وجود مي آيد و حال آنكه الله تعالي پرورش دهنده و فرمانرواي حقيقي هرچيز است و مهر او نسبت به بندگانش از مهر مادر به فرزندش بسي افزونتر است. تمام اشياء تحت مشيت اوست، هرچه بخواهد، خواهد شد و همه خيرات و نيكي ها به ارادة اوست. بنابراين روا نيست كه در جهان كسي باشد كه الله را بر خلاف اراده اش به كاري وادارد و او اميد و هراسي از كس ندارد. چون هرچه هست از اوست.

بنابراين الله تعالي بي نياز از اين واسطه هاست و چنين انديشه اي در موردش كفر است و نبايد او را به مخلوقاتش تشبيه كرد چون الله تعالي در وصف خودش مي فرمايد:*لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ*

برچسب: نویسنده: دوستان تاريخ: يکشنبه 7 مهر 1392 ساعت: 17:20

صفحه بندی