به گزارش فارس، "جورج واكر بوش"، رييس جمهور پيشين آمريكا از جمله شخصيت هايي است كه در زمان وي و بعضاً بهواسطه خودش اتفاقات بسيار مهمي در عرصه جهان بهوقوع پيوست. شايد حوادث 11 سپتامبر مهمترين اين اتفاقات باشد كه خود بعدا منشأ تحولات بسيار مهمي در عرصه بين المللي از جمله دو جنگ در منطقه خاورميانه شد. اين تحولات و شخصيت خود بوش كه عده بسيار زيادي او را مستحق رياست جمهوري آمريكا نميدانستند و بهعلاوه نفرت زيادي كه در افكار عمومي جهان در زمان وي از آمريكا بهوجود آمد، سبب شد تا خبرگزاري فارس دست به ترجمه و انتشار خاطرات او بزند. بههرحال اين كتاب، بيان مسايل از نگاه بوش است و طبعاً تمام آن مورد قبول نخواهد بود ولي شخصيت بوش و خاطرات وي مي تواند از جمله اسنادي باشد كه به محققان و مخاطبان علاقهمند به اين حوزه كمك فراواني كند. قسمت بيست و چهارم از متن كامل خاطرات جورج واكر بوش به خوانندگان محترم تقديم مي شود: * مطرح شدن مجدد مسئله رانندگي هنگام مستي پنج روز پيش از انتخابات و در يكي از توقف هاي معمول انتخاباتي در ايالت "ويسكانسين"، كارن هيوز مرا به گوشه اي دعوت كرد و با هم در يك اتاق خلوت قدم زده و صحبت كرديم. به من گفت: خبرنگاري از ايالت نيوهمشاير تماس گرفته و مي خواهد سوالاتي درباره رانندگي در زمان مستي از من بپرسد. قلبم فرو ريخت چنين خبري منفي در پايان رقابت هاي انتخاباتي مي تواند همه چيز را منفجر كند. من چهار سال پيش از آن تصميم داشتم تا درباره رانندگي ام هنگام مستي همه مسايل را برملا كنم. در آن زمان از من خواسته شده بود تا در هيئت منصفه عضويت داشته باشم. پرونده به طور اتفاقي مربوط به رانندگي هنگام مستي بود. با اين حال بخاطر اين كه فرماندار بودم عذر عضويت من در هيئت منصفه خواسته شد چرا كه مي بايست درباره پرونده مدعي عليه و به عنوان بخشي از روند اعطاي عفو به وي اعلام نظر مي كردم. هنگام خروج از دادگاه آستين بودم كه يكي از خبرنگاران فرياد زد: آيا شما تا به حال بخاطر رانندگي هنگام مستي، بازداشت نشده ايد؟ من در پاسخ گفتم: من در جواني ام سوابق كاملي نداشته ام. وقتي كه جوان بودم، كارهاي مسخره زيادي كردم. اما اين را به شما مي گويم. من از مردم مي خواهم مشروب ننوشند و رانندگي نكنند. * نگراني از واكنش دخترانم باعث شد سابقه رانندگي هنگام مستي را علني نكنم اگر آن روز سابقه رانندگي هنگام مستي را برملا مي كردم، مشكلي ايجاد نمي كرد چرا كه آن زمان دو سال تا اولين انتخابات فاصله داشت و من نيز مشروب خواري را ترك كرده بودم. يك دليل وجود داشت كه آن روز موضوع رانندگي در زمان مستي را مطرح نكردم . دليل آن كار اين بود كه دخترانم، باربارا و جنا قرار بود همان روزها رانندگي ياد بگيرند. نگراني من اين بود كه افشاي سابقه من در رانندگي هنگام مستي، از اثر نطق هايي كه برايشان درباره رانندگي هنگام مستي كرده بودم، كم كند. نمي خواستم آنها به من بگويند: پدر اين كار را كرد و الان سر به راه شده پس ما نيز مي توانيم اين كار را انجام دهيم. زماني كه رسانه ها به سابقه من درباره ماجراي رانندگي در زمان مستي پي بردند، لورا با من در سفر بود. او به باربارا و جنا تماس گرفت و قبل از اين كه آنها اين مسئله را از تلويزيون بشنوند، موضوع را با آنها در ميان گذاشت. بعد از آن بود كه من به سمت دوربين هاي خبري رفته و به خبرنگاران چنين اعلام كردم: من كنارجاده توقف كردم و به پليس گفتم كه مشروب نوشيده ام. من جريمه اش را پرداخته ام. از اين كه اين اتفاق افتاد متاسفم اما از آن اتفاق درس عبرت آموخته ام. * پرهزينه ترين اشتباهم رانندگي همگام مستي بود بر ملا نكردن سابقه رانندگي ام هنگام مستي شايد تنها اشتباه پرهزينه ام باشد كه تا آن زمان مرتكب شده بودم. كارل بعد از آن به من گفت كه حدود دو ميليون نفر از مردم اعم از محافظه كاران اجتماعي يا روز انتخابات در خانه مي مانند يا اين كه آراي خود را تغيير خواهند داد چرا كه مردم اميد به روي كار آمدن رئيس جمهوري متفاوت دارند، كسي كه الگوي مسئوليت پذيري فردي باشد. اگر مي خواستم همان روز قضيه را تمام كنم بايد در آن دادگاه درباره مسئله رانندگي هنگام مستي روشن عمل مي كردم. من مي بايست اشتباهم را به دخترانم توضيح مي دادم و جلسه اي مشترك با موسسه "مادران عليه رانندگي در زمان مستي" برگزار مي كردم و از اين طريق هشداري جدي درباره رانندگي و مستي مطرح مي ساختم. آن شب كه در ويسكانسين به بستر رفتم كه بخوابم اين افكار در سرم پيچيد كه يك اشتباه ديگر برايم به قيمت از دست رفتن رياست جمهوري تمام مي شد. * در هفته پاياني رقابت تنگاتنگي با ال گور داشتم پنج روز بعد و با رنگ باختن مسئله رانندگي هنگام مستي توانستم چهار امتياز برتري نسبت به حريفم داشته باشم. در هفته پاياني رقات تنگاتنگي با ال گور داشتم و به صورتي به انتخابات وارد شديم كه رقابت داغي ميان ما برقرار بود. در ان شب، خانواده پرجمعيت ما براي صرف شام در منطقه "شورلاين گريل" شهر آستين جمع شدند. همانطور كه خوراكي ها صرف مي شدند نتيجه نخستين نظرسنجي هاي صورت گرفته در پاي صندوق هاي راي معلوم شدند. نمودارها نشان از اين داشتند كه ايالت هاي پنسلوانيا، ميشيگان و فلوريدا به نفع ال گور راي داده اند. خبرنگار ارشد شبكه خبري سي بي اس به نام "دن راثر" خطاب به مخاطبان گفت: بگذاريد مستقيما برويم به سراغ آنچه كه در جريان است ... اگر ما در اين شبكه مي گوييم كسي توانسته آراي يك ايالت را به دست آورد مي توانيد روي اعتبار آن خبر حساب كنيد. اين گفته را ثبت كنيد. * قبل از پايان انتخابات، شبكه هاي خبري از شكست من در فلوريدا خبر دادند ميهمانان ما كه اطلاع چنداني از عالم سياست نداشتند نيز شروع به شكايت كرده و گفتند: تازه اول شب است و ممكن است هر اتفاقي پيش آيد.آنهايي كه تنها از جدول مربوط به آراي الكترال سر در مي آورند، برداشتشان اين بود كه من انتخابات را باخته ام. من و برادرم جب از اين خشمگين بوديم كه نمودارهاي انتخاباتي نتيجه انتخابات در ايالت فلوريدا را پيش از پايان يافتن راي گيري ها در برخي از مناطق آمريكا كه در زمره مناطق طرفدار حزب جمهوريخواه هستند، اعلام كرده بودند. كسي چه مي داند چند نفر از طرفداران من زماني كه خبر نتايج فلوريدا را شنيدند، تصميم گرفتند كه راي ندهند؟ من و لورا در حالي از ميز شام بلند شديم كه غذاي خود را دست نزده بوديم. هنگامي كه سوار بر خودرو به سمت ساختمان فرمانداري در حركت بوديم، كسي حرفي نمي زد. نمي شد گفت كه چه موقع مي بازيم. پكر و نااميد شده بودم و كمي هم بهت زده بودم. با اين حال احساس تلخ كامي نمي كردم. من آماده بودم كه راي مردم را بپذيرم و همان حرف هاي زمان هاي قديم مادرم را تكرار كنم كه بايد به راه و زندگي خود ادامه دهم. * كارل توانست طي دو ساعت ثابت كند نمودارها اشتباه هستند مدتي از بازگشتمان نگذشته بود كه تلفن زنگ زد. پيش خود فكر كردم اين نخستين تماسي است كه براي تسلي خاطر با من گرفته مي شود و به من مي گويد: شما سعي خودتان را انجام داديد. اما كارل پشت خط بود. در صدايش نشاني از سرخوردگي نبود بلكه سرزنده بود. خيلي تند و سريع حرف مي زد. درباره اين امر توضيح مي داد كه آراي فلوريدا چگونه بر وزن كلي آراي ديگر شهرها غلبه مي كند. حرفش را قطع كردم و گفتم اصل مطلب را بگويد. وي تاكيد كرد كه پيش بيني هاي صورت گرفته از انتخابات در فلوريدا از نظر رياضي غلط است. گوشي را برداشت و با كساني كه نظرسنجي را انجام داده بود تماس گرفت و ايراد را مطرح كرد. ظرف دو ساعت او اشتباه شبكه هاي تلويزيوني و نمودارها را ثابت كرده بود. در ساعت 8:55 دقيقه بعدازظهر بود كه شبكه هايي مانند سي ان ان و سي بي اس نام ايالت فلوريدا را از فهرست ايالت هاي ال گور برداشتند و بقيه شبكه ها نيز با پيروي از آنها همين كار را تكرا كردند. * ساعات اوليه بامداد پيروزي در ايالت فلوريدا به نام من ثبت شد لورا و من به اتفاق مادر و پدر و برادرم جب و ديگر معاونان از دفتر فرمانداري نتايج را دنبال مي كرديم. بعد از مدتي خانواده چني، دن اوانز و ديگر دوستان نزديك ما نيز به جمع ما پيوستند. هر چه از شب مي گذشت، معلوم مي شد كه نتيجه انتخابات به نتيجه فلوريدا بستگي خواهد داشت. در ساعت 1:15 بامداد بود كه شبكه ها بار ديگر به سراغ اين ايالت رفته و اين بار آن را به نام من ثبت كردند. ال گور مدت اندكي بعد از آن تماس گرفت و سخاوتمندانه به من تبريك گفته و افزود: ما دو نفر آنها [شبكه ها] را در تعليق گذاشتيم. از او تشكر كردم و گفتم كه تصميم دارم در جمع بيست هزار نفره اي كه زير باران مقابل عمارت پارلمان ايالتي تجمع كرده اند سخنراني كرده و موضوع را مطرح كنم. اما ال گور از من خواست كه صبر كنم تا او قبل از آن و تا پانزده دقيقه بعد با طرفدارانش صحبت كند. من هم موافقت كردم. * يك ساعت بعد ال گور از اعلام واگذاري در انتخابات خودداري كرد پانزده دقيقه گذشت. يك ربع ديگر منتظر مانديم. هنوز از سخنراني واگذاري رقابت از سوي ال گور خبري نبود. مشكلي در كار بود. برادرم جب به سمت لپ تاپ خود رفته و شروع به بررسي نتايج انتخابات فلوريدا كرد. جب گفت كه فاصله من با ال گور در حال كم شدن است. ساعت 2:30 بامداد، "بيل ديلي" رئيس ستاد انتخاباتي ال گور با دن اوانز تماس تلفني برقرار كرد. دن صحبت مختصري با ديلي انجام داد و بعد گوشي را به من داد. معاون رئيس جمهور [ال گور] پشت خط تلفن بود. به من گفت آمار فلوريدا نسبت به آخرين تماسي كه گرفته بود، عوض شده و از اين رو قصد ندارد واگذاري خود را اعلام كند. * خيلي داغ كرده بودم هرگز نديده بودم كه نامزدي اعلام واگذاري نكرده باشد. به او گفتم كه در ايالت تگزاس وقتي كسي حرفي مي زند روي حرفش مي ايستد. او به من گفت: نبايد درباره اين موضوع آن بي طاقت باشي. مدت اندكي بعد از آن شبكه هاي خبري بار ديگر ايالت فلوريدا را در زمره ايالت هايي قرار دارند كه نتيجه نهايي آن رقم نخورده است. اين چهارمين اعلام وضعيت براي اين ايالت در ظرف هشت ساعت گذشته بود و اين امر نتيجه انتخابات را زير سوال مي برد. نمي دانم بي طاقت بودم يا نه اما خيلي داغ كرده بودم. درست زماني كه تصور مي كردم اين رقابت طولاني و خشن به پايان رسيده، دوباره به اول راه رسيده بوديم. خيلي از دوستاني كه با من در آنجا حضور داشتند، به من توصيه كردند كه اعلام پيروزي كنم. من هم قصد داشتم همين كار را بكنم اما برادرم جب مرا به گوشه اي كشيد و گفت: جورج! اين كار را نكن. آمار آرا خيلي به هم نزديك است. اختلاف آرا در فلوريدا بين رقمي كمتر از دو هزار نفر در نوسان بود
برچسب:
نویسنده: دوستان