استفاده از دست بند و آويز براي حصول شفا و دفع بلا

خرید بک لینک

استفاده از دست بند و آويز براي حصول شفا و دفع بلا، از امور شرك آميز است

ارشاد باري تعالي است: ﴿قُلْ أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِي اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِي اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُون [زمر: 38]

ترجمه: بگو: نظر شما چيست. آيا كساني را كه بجز الله مي خوانيد اگر خداوند بخواهد به من آسيبي برساند آنها خواهند توانست آنرا رفع بكنند؟! يا اينكه اگر خداوند مرا در رحمت خويش در آورد، آنها مي توانند جلوي رحمت خدا را بگيرند؟! بگو: الله مرا كافي است و بر او بايد متوكلان، توكل بكنند.

رسول الله -صلي الله عليه وسلم- انگشتري در دست مردي ديد. پرسيد: اين چيست؟ مرد گفت: اين براي واهنه است(يعني بيماري ناتواني جسم) رسول الله -صلي الله عليه وسلم-  فرمود: آنرا بیرون بيار زيرا فايده اي جز اينكه ناتواني تو را افزايش مي دهد، نخواهد داشت. و افزود كه اگر در حالي بميري كه آنرا پوشيده اي، هرگز رستگار نخواهي شد.

رسول الله -صلي الله عليه وسلم- فرمود: كسيكه تميمة شفا به گردن بياويزد، خدا طلبش را بر آورده نسازد و كسيكه ودعه (ودعه: مهره هاي سفيد يا صدف كه از دريا استخراج كنند و براي دفع چشم زخم يا دفع شر ديگري بخود مي آويزند) و يا چيز ديگري بياويزد خدا آرامش را از او بگيرد.

(تميمه: تعويذ و مهره كه در رشته كرده و براي دفع چشم بد در گردن اندازند).

و طبق روايتي فرمود: كسيكه مهره اي براي شفا بياويزد، شرك ورزيده است.

و در روايتي ديگر آمده كه حذيفه - رضي الله عنه- متوجه مردي شد كه نخي به  عنوان «تب بر» بدستش بسته است. حذيفه آن نخ را قطع كرد و اين آيه را تلاوت نمود:«اكثر چنين اند كه ايمان نمي آورند مگر اينكه شرك مي ورزند».

 پوشيدن دست بند و نخ و غيره مانند مهره، آويز و پاره آهن كه گاهي مي پوشند و گاهي داخل خانه آويزان مي كنند و برخي به وسايل نقليه خود مي بندند و يا به گردن كودكان آويزان مي كنند, اينها همه از يك قبيل اند.

در ميان عربها چنين چيزهائي رايج بود و آنها معتقد بودند كه اين دست بند يا مهره و ... چنين و چنان تأثيري دارد و مفيد است. يا براي پيشگيري از بلا و مصيبت بود و يا براي رفع مصيبت وارده.

گر چه اين چيزها به ظاهر حقير و غيرخطرناك، معلوم مي شوند ولي مگر نمي بينيد كه اين دست بند و مهرة بي ارزش را بجائي رسانيده اند كه معتقدند، در مقابل قضا و قدر الله مي ايستند و آنها را بر طرف مي سازند؟!

چرا اين چيزها شرك است؟ بخاطر اينكه قلباً به آنها وابسته اند و معتقد اند بنفسه اينها داراي فلان تأثير مي باشند.

لازم به نظر مي رسد كه در اينجا يك قاعده را يادآور بشوم و آن اينكه: نبايد هيچ چيزي را سبب و مؤثر چيزي دانست مگر اينكه شرعاً ثابت بشود كه اين  چيز داراي فلان تأثير است.

 يا اينكه بوسيلة تجربه ثابت شده باشد كه فلان چيز داراي فلان تأثير است. مانند تأثير برخي از داروها و يا تأثير برخي از اسباب ظاهري مانند گرفتن گرما از آتش و سردي از آب و غيره.

همچنين بايد دانست كه شرك اصغر گاهي به شرك اكبر تبديل مي شود و آن در صورتي است كه انجام دهنده آن معتقد باشد كه اين چيزها بنفسه داراي اين تأثير هستند يعني بسبب بودن آنها را از ميان بردارد و خودشان را متصرف بداند كه يقيناً اين نوع تصور، شرك اكبر است.

در آيه، خداوند به پيامبرش مي فرمايد: به اينها بگو كه از طرفي اعتراف مي كنيد كه الله، يگانه خالق آسمانها و زمين است. پس چرا در عبادت به سوي ديگران روي مي آوريد؟!

﴿إِنْ أَرَادَنِي اللَّهُ بِضُرٍّ... با اين آيه، خداوند هر نوع  ضرر و فايده را از جانب معبودان باطل، منتفي مي سازد. پس وقتي  اعتقاد كساني را كه بعضي از ضرر و فايده را به برخي از بزرگان نسبت مي دادند و مي گفتند: چون آنها بندگان خاص خدايند چنين و چنان مي كنند، خداوند باطل اعلام كرد، پس حال كساني كه چنين اعتقادي نسبت به دست بند و مهره و نخ و غيره دارند معلوم است.

NEW...

ما را در سایت NEW دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: دوستان بازدید: 1662 تاريخ: دوشنبه 15 مهر 1392 ساعت: 3:41

صفحه بندی