آن زورق نیم شکسته
آن پاروهای شکسته در آب
ندانستم در این دریای طوفانی
مقصد کدامین است؟
تو بار دیگر شو ساحل نجات
فکر می کردم بالهای پروازم کس دیگریست
چه بد شده حالم
منی که تا ته رفته بودم در هوس هایم
بار دیگر بیا تا نو بسازیم
با هم بودن را
دل زدگی ها را 
تا ابد جا بگذاریم
در رویای مجنون وار
تو باش لیلی ام
که من تا آخر احساس خوبی بهت میدم
میدانم با رفتنم
نغمه های قلبت شده خاموش
بار دیگر روشن می سازم آن را
هر شب و روز
به مرگ شب قول می دهیم به هم
طلسم جدایی را می شکنیم با هم
من به زلف های بافته ات
گل های یاس را سنجاق می زنم
این بار دست های دیگری را پس می زنم
تو با مهرت بدی ها را تار کردی
با زیبایی ات ماه را مبهوت کردی
چه روز خوبیست با تو نشستم
بعد این سالها باز تو را دارم.
ما را در سایت NEW دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: دوستان
بازدید: 1089