جدیدترین کامپیوترجهان - تاریخ: 1391/12/29 ساعت: 3:53
   
اختراع جدید جاسوسی - تاریخ: 1391/12/29 ساعت: 15:22
این پشه مصنوعی با کنترل از راه دور علاوه بر دوربین مخفی و ضبط صدا، خود یک آزمایشگاه کامل است که با گرفتن نمونه سلول فرد و با آنالیز DNA آن و تطبیق آن با بانک اطلاعاتی خود، اطلاعات شخص را مخابره میکند. در ضمن میتواند یک Micro RFID را به پوست شخص تزریق کند که ردیابی او را ساده کند، بدون اینکه شخص بفهم...
اختراعات جدید - تاریخ: 1391/12/29 ساعت: 15:24
                                           
دامادخوب - تاریخ: 1391/12/29 ساعت: 15:31
من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم. والدینم خیلی کمکم کردند، دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود. فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…! اون دختر باحال، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد
جملات عاشقانه - تاریخ: 1391/12/29 ساعت: 15:29
دلم چندین سال است روزه ی عشق گرفته است ! اذان افطارش را تو بگو @ من بودم ، تو و یک عالمه حرف و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد ! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی ، یک آه چقدر وزن دارد @ عصاره ی تمام مهربانی ها را می گیرم و از آن فرشته ای می سازم همچون “خودت” @ تمام مزرعه کافر صدایش می زدن...
جوک های جدید - تاریخ: 1391/12/28 ساعت: 21:21
قا ما این دنیا رو بوسیدیم گذاشتیم کنار … حالا ول کن ما نمیشه … هی میره و میاد میگه یه بوس میده !!! @ میگن تو جهنم فقط کارت شارژ ۱۰۰۰۰ تومانی میفروشن ! اونم با قیمت ۱۵۰۰۰تومن ! تازه وقتی رمز رو بزنی ، پیام میاداین کارت شارژ قبلا استفاده شده است ! حالا میگن تو بهشت ایرانسل پیام میده :لیر که به ترتیب10...
شعرزیبا - تاریخ: 1391/12/28 ساعت: 21:25
آن زورق نیم شکسته   آن پاروهای شکسته در آب ندانستم در این دریای طوفانی مقصد کدامین است؟ تو بار دیگر شو ساحل نجات فکر می کردم بالهای پروازم کس دیگریست چه بد شده حالم منی که تا ته رفته بودم در هوس هایم بار دیگر بیا تا نو بسازیم با هم بودن را دل زدگی ها را                                               ...
داستان باحال - تاریخ: 1391/12/29 ساعت: 15:31
یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى ا...
داستان طنز - تاریخ: 1391/12/29 ساعت: 15:32
اوايل شب بود. دلشوره عجيبي تمام بدنم را فرا گرفته بود. بعد از اينكه راه افتاديم به اصرار مادرم يك سبد گل خريديم. خدا خير كساني را بدهد كه باعث و باني اين رسم و رسومهاي آبكي شدند. آن زمانها صحراي خدا بود و تا دلت هم بخواهد گل! چند شاخه گل مي كندن و كارشان راه مي افتاد، ولي توي اين دوره و زمونه حتي گل...
روباه وزاغ - تاریخ: 1391/12/30 ساعت: 14:58
کلاغ رو درخت پیتزا میخورد روباه گفت: چه سری چه دمی، یه آواز بخون، کلاغ پیتزا زد زیر بغلش و گفت : آن موقع که گولم زدی کلاس دوم بودم الان لیسانسم ! روباه میگه: میبینم پیر شدی پروبالت ریخته، کلاغ تا بالهاشو باز میکنه پز بده پیترا میفته، روباهه پیتزا رو برمیداره میگه اوسگل اون موقع منم سرباز معلم بودم ح...
عکس خفن خندار - تاریخ: 1391/12/27 ساعت: 23:01
وقتی روزمین جایی برای سگ ها نباشد     آخیییشش گردنم گرفته بود             بابا بی خیال یکی به دادمن برسه آبروم رفت پاسخ گوکیه